پای گریز نیست که گردون کمان کش است


پای گریز نیست که گردون کمان کش است

پای گریز نیست که گردون کمان کش است


پای گریز نیست که گردون کمان کش است

پای گریز نیست که گردون کمان کش است


پای گریز نیست که گردون کمان کش است

پای گریز نیست که گردون کمان کش است


پای گریز نیست که گردون کمان کش است

پای گریز نیست که گردون کمان کش است


پای گریز نیست که گردون کمان کش است

پای گریز نیست که گردون کمان کش است


پای گریز نیست که گردون کمان کش است

جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
کاندر درون کشنده و بیرون منقش است
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
با خویشتن بساز و ز کس مردمی مجوی
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
کان کو فرشته بود کنون اهرمن وش است
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
با هر که انس گیری از او سوخته شوی
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
بنگر که انس چیست مصحف ز آتش است
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
عالم نگشت و ما و تو گردنده ایک از آنک
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
گردون هنوز هفت و جهت همچنان شش است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در بند دور چرخ هم ارکان، هم انجم است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
در زیر ران دهر هم ادهم، هم ابرش است
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
خاقانیا منال که این ناله های تو
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است
برساز روزگار نه بس زخمهٔ خوش است